شاعر که می شوی
خیال تو
یعنی حکومت دوست
سید علی صالحی
چند شب تمام ذهنیتم همین بود!
یکهو بارید.سه روز پیش.فقط پنج دقیقه.من مثل ادمی که اسمان در چشمانش تخم گذاشته مات بودم.
خشک بودم و فقط فکر می کردم یعنی هنوز دوستم دارد؟؟؟ایا می توانم هنوز خوشبین باشم؟؟؟
الان هم داشت می بارید.باران های امسال لطیف نبودند .شلاق بودند.تقصیر از باران نبود.از من بود که سنگین تر از همه سال های عمرم بودم.
راستی چرا حس می کنم این قطرات اخرین بارانیست که می بینم.
گرمم است.بدجور گرمم است.انگار در سرم اهن مذاب می کنند... .
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی... ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
-زنده یاد قیصر امین پور
مزاحم شما شدم می دانم
تنها چراغ را روشن می کنم
گل ها را در گلدان می گذارم
پنجره را باز می کنم و
بعد می روم.
انتوان سنت اگزوپری
فقر، همه جا سر می كشد
فقر، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیس
فقر، چیزی را " نداشتن " است ولی آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست
فقر، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفته ی یك كتاب فروشی می نشیند
فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد می كند
فقر، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند
فقر، پوست موزی است كه از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود
فقر، همه جا سر می كشد
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست
فقر ، روز را " بی اندیشه " سر كردن است
دکتر علی شریعتی